صفحه اصلي   تماس با ما   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


در گفتگوی رسالت با دکتر بنیانیان

مهندسي فرهنگي یعنی در حوزه سياست، اقتصاد راجع به هر پديده‌اي يك پيوست فرهنگي داشته باشيم.


دو محور مهندسي فرهنگي، افزايش اثر بخشي اقدامات مجموعه دستگاههايي است كه مستقيماً در فرهنگ نقش دارند دوم شناسایی و اصلاح پيامدهاي فرهنگي نظام هايي كه جامعه با آن مديريت مي‌شود
 در حكم جديد مقام معظم رهبري يك نكته مهم و كليدي بود اينكه مهم ترين اولويت شكل جديد اعضاي شوراي انقلاب فرهنگي اين است كه مصوبات و تصميماتي كه زمين مانده را اجرا كنند. تركيب شوراي عالي انقلاب فرهنگي طوري است كه در راسش رئيس جمهور است و ديگر روساي قوا...  چطور مي‌شود كه مثلاً تصميماتي گرفته مي‌شود و مصوباتي به تصويب مي رسد اما در حيطه اجرا گير مي‌كند يا اصلاً‌ اجرايي نمي‌شود.
دکتر بنيانيان: از دو زاويه مي‌شود به مسئله نگاه كرد. يک نگاه اينكه آيا فقط تصميمات شورا اجرا نمي‌شود يا خيلي از تصميمات يا سياست گذاري هايي كه در مجلس به قانون تبديل مي‌شود، آيا آنجا اجرا مي‌شود؟ ملاحظه مي کنيد كه آنجا هم بسياري از تصميم گيري ها يا ناقص اجرا مي‌شود يا اساساَ اجرا نمي‌شود.
اما از نگاه ديگر، اگر سياست ها و تصميمات شورا کمتر اجرايي مي شود، اين بحث خاص را دنبال نماييم. به هردو بحث مي توان ورود كرد. اصل خود بحث بي سابقه نيست در دنيا هر جا سياست گذاري مي‌كنند يك نسبت و يك بخش آن اجرا نمي‌شود كه در اين دروس سياست گذاري
دانشگاه ها به اين موضوع مي گويند شكاف
سياست گذاري، به همين دليل هم سيستم هاي ارزيابي كارش اين است كه اين شكاف را شناسايي كند و سعي كند در دور بعدي يا اصل سياست را اصلاح كند يا روش اجراي سياست را اصلاح كند تا درصد بيشتري اجرا شود. بنابراين يك بخش عدم اجرا، طبيعي است. ممكن است مشكل در خود سياست باشد. مشكل ممكن است در اطلاعات مقدماتي منجر به آن سياست باشد يا اينكه شما تا آمدي سياست بگذاري يا اجرا كني چندسال زمان برده و شرايط تغيير كرده است و آن سياست ديگر قابل اجرا نيست. يك بخش‌ آن امري طبيعي است، اما وقتي اين امر طبيعي را مي آوري در كشورهاي در حال توسعه، مشکل عدم اجرا بيشتر مي شود و اين كشورها بيشتر هزينه آن را مي دهند. چرا اين اتفاق مي افتد؟ به خاطر اينكه فرهنگ قانون پذيري ضعيف است و يا مقابله با قانون در ذهن بعضي ها ارزش است! يك جوري در مقابل قدرت ايستادن است. اين فرهنگ تا اندازه اي در لايه هاي پنهان جامعه ما هم همچنان ادامه دارد. يعني يك شبه نمي‌شود فرهنگ مقاومت در مقابل قانون را تغيير داد، مگر اينكه با برنامه اي روي فرهنگ كار كنيم.
مثلاً به طور مشخص ما قانون حجاب و عفاف را داريم كه وظايف هر يك از دستگاههاي ذي ربط را مشخص كرده كه چه كار كنند و چه اقداماتي انجام دهند؟ اما نه در دولت قبلي و نه دردولت كنوني اين اجرا نشد. بخشي از اين وظيفه در شهرداري تهران اجرا شد و همه هم استقبال كردند و خيلي چيز خوبي هم بود  مقاومتي هم به آن معنا صورت نگرفت فقط يك عزم و يك اراده اي براي اجراي قانون وجود داشت.
دکتر بنيانيان: ببينيد مصوباتي كه در حوزه‌ فرهنگ است حتماً‌ اين طرف اعتقاد مجري هم همراهش مي‌خواهد. در حالي كه نسبت به خيلي از اين مصوبات لايه هاي عملياتي و اجرايي اعتقاد راسخ به اينكه اين حلال مشكل است ندارند. بعداً حس مي‌كنند با همكارانشان مسئله پيدا مي‌كنند ولي نتيجه اي هم نمي دهد چون آن اعتقاد به اصل موضوع يا راه حل پيشنهادي نيست. البته واقعيتش هم اين است كه مسئله حجاب با اين مجموعه دستورات به صورت ريشه اي حل نمي‌شود. علتش هم اين است كه در بسياري از روابط جامعه به بدحجاب در عمل پاداش مي‌دهند. مجموعه اقداماتي است كه در قانون حجاب و عفاف نوشته شده است، اين را هر كسي خوب نگاه كند متوجه مي‌شود كه مسئله را بايد از سرچشمه ها درست كني و اين قانون را هم به عنوان يك راه حل كوتاه مدت بپذيريم تا با اجراي آن، بخشي از مسئله حل شود. ولي راه حل اساسي اين گونه مسائل فرهنگي و اجتماعي هماني است كه مقام معظم رهبري مي گويند. مهندسي فرهنگي جامعه، در مهندسي فرهنگي، هم بايد روي افزايش اثربخشي فعاليت هاي فرهنگي کار کرد و هم پيامدهاي فرهنگي همه تصميم گيري هاي سياسي، اقتصادي، قضايي و غيره را شناسايي و اصلاح نمود. و بعد هم بايد به طور جدي مسائل فرهنگي را اولويت بخشيد. الان حل مسائل فرهنگي اولويتي ندارد. در مسائل فرهنگي مطالبه اي
جدي از دولت ها در حوزه فرهنگ شکل نمي گيرد. نه از اين دولت، در دولت قبل هم نمي گرفت. اگر رئيس جمهورها خودشان درد دين داشته باشند يك اتفاقاتي
مي افتد، ولي مطالبه ساختارمند و جامعي از مجلس شوراي اسلامي در اين سي و شش سال نمي بينيد. با اين بحث مي خواهم بگويم، فقط نبايد انتظارات را متوجه شورا کرد. مجلس شوراي اسلامي، هيئت دولت، نخبگان، رسانه ها و ... همه در تحولات فرهنگي نقش دارند و بايد آنها را هم مدنظر قرار داد و از آنها متناسب با نفوذ و جايگاهشان مطالبه فرهنگي داشت.البته براي ارزيابي دولت ها در حوزه فرهنگ ساختار نداريم.
با اين دلايلي كه مي آوريد پس تکليف اجرا چه مي‌شود آقا فرمودند كه «پيگيري مصوبات را اجرايي كنيد» به همين دلايلي كه تا الان اينها عملياتي نشده به همين دلايل هم بعدا عملياتي نخواهد شد؟
دکتر بنيانيان: همين ها را بايد تحليل كنيم تا متوجه شويم. اگر مي خواهيم اوامر مقام معظم رهبري را
پي گذاري کنيم، بايد ابزارهاي لازمش را فراهم کنيم. شما وقتي مي خواهيد وزير علوم را صدا بزنيد و بگوييد كه شما چرا به حجاب بي توجهي، بايد يك مدل ارزيابي از آن وزارتخانه داشته باشيد و گرنه او مي گويد كه اتفاقاً خيلي بهتر شده است.
نه اصلاً مدل نمي خواهد در همان قانون حجاب و عفاف نوشته است وزارت علوم اين وظايف را برعهده دارد. اين وظايف را انجام داده يا نداده است؟!
بعد اگر اجرا جواب نداد آن يك بحث ديگر است مي آييم قانون را اصلاح مي كنيم. اما وقتي قانون را شما نوشتيد وزير دركشوي ميزش گذاشت چه انتظاري داريد كه به قانون عمل شود؟
دکتر بنيانيان: همان قانوني كه شما مي نويسي اگر در متن قانون ضمانت اجرايي اش را ننويسي، اجرا نمي شود. الان مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي يك سياست گذاري
نسبتاً کامل است. اما ساختار اجراي لازم به عنوان يک دستگاه نظارت کننده و ارزيابي کننده به عنوان حلقه تکميل کننده ندارد طبيعي است که وقتي بسياري از اسناد بالادستي و قوانين اجرا نشد و وقتي حجم اينها زياد مي‌شود ابهت قانون و اسناد بالادستي شکسته
مي شود، به اضافه‌ ملاحظات سياسي كه در كشور ما حاكم است و به آن كمتر توجه مي كنيم كه بعضاً نمايندگان مجلس ما اگر طرف از تيم خودش باشد و كاري نكرده باشد از كنارش رد مي‌شوند، اما اگر از تيم خودشان نباشد پي بهانه مي‌گردند تا استيضاحش كنند. چرا فصلي و هرازگاهي مسئله‌ حجاب در اين كشور مطرح است؟ چرا اول تابستان اين موضوع بايد مطرح شود؟ اگر يك مسئله كليدي است كه مسئله كليدي هم هست، همه ساله ما بايد اين را ارزيابي كنيم. همه ساله بايد توضيح بخواهيم و رصد خاص كنيم. البته امثال ما فكر مي كنيم مقوله‌ بدحجابي محصول بي توجهي به فرهنگ است
حالا از اين بحث بيرون بياييم. نقشه مهندسي فرهنگي كشور در واقع در چه شرايطي به سر
مي برد و چه وقت هم اجرا مي‌شود؟ توسط چه مديراني؟ چه مرجعي مسئول آموزش و توجيه اين مديران براي اجراي صحيح سند مهندسي فرهنگي كشور است در كدام نهاد در مرجع نظارت و سنجش و ارزيابي مراحل اجراست؟
دکتر بنيانيان: ببينيد اول توضيح بدهم كه سند مهندسي فرهنگي چيست؟ سند مهندسي فرهنگي دو محور كليدي دارد كه يكي، افزايش اثر بخشي اقدامات مجموعه دستگاههايي است كه مستقيماً در فرهنگ مسئوليت دارند. ديگري، محورش هم اين است كه پيامدهاي فرهنگي ساير
نظام هايي كه جامعه با آن مديريت مي‌شود را شناسايي و اصلاح كنيم. دو تا محور هستند كه در سيزده تا راهبرد كلي نوشته شده، ذيل هر راهبرد كلي هم راهبردهاي اجرايي هست و ذيل راهبردهاي اجرايي، راه حل هاي كلي تحت عنوان اقدام ملي نوشته شده است و اين سند كلياتش به تصويب رسيده و در مرحله اي است كه بايد براي اجرا ابلاغ كنند.
هنوز ابلاغ نشده؟
دکتر بنيانيان: بخش اصلي آن در دولت قبلي تصويب و ابلاغ شده، اما بخش سازوکار اجرايي در اين دولت به تصويب رسيده و هنوز ابلاغ نشده است و مصوبه به خيلي قبل بر مي‌گردد. منتظرند كه آقاي روحاني ابلاغ كنند. در آنجا پيش بيني شده يك ستاد اجرايي در نقشه مهندسي فرهنگي به تصويب رسيده كه رئيسش رئيس جمهور است و در غياب رئيس جمهور معاون اول و دبير آن ستاد، دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي است. به اضافه‌ وزرايي كه مستقيماً در حوزه فرهنگي اند. به علاوه چهار نفر از اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي، اين مجموعه ستاد اجرايي سند مهندسي فرهنگي را تشکيل مي دهند. حالا از اين به بعدش، يعني مجموعه اقداماتي است که در سند نوشته نشده است. مشکل بزرگي که الان با آن روبرو هستيم، وجود سکولاريزم پنهان در ذهن بسياري از مديران، مسئولين و حتي روحانيون است که همچنان فکر مي کنند فقط افراد و سازمان هاي عضو نظام فرهنگي جامعه در تحولات فرهنگي مداخله مي کنند. از طريق سند مهندسي فرهنگي مي خواهيم اين تفكر را به صورت فرهنگي از ذهن ها دور كنيم.
اين مقاومت از طرف همين سكولارهاست که باعث اخلال مي‌شود؟
دکتر بنيانيان: نه اخلال نمي‌‌كنند، اصلاً بحث اخلال نيست، موضوع بينشي است. شما كم مدير كارخانه‌ مسلمان نداريد كه در مسجد محلشان پول مي‌دهد، روضه
مي گيرد يا در خانه شان براي حضرت فاطمه (س) جلسه مي گيرند. اما چون در نظام دانشگاهي سكولار تربيت شده است، پنج هزار تا كارگر زيردستش است، نسبت به تحولات فكري و اعتقادي كارگرها نگران نيست و حداكثر يك نمازخانه مي سازد، يك روحاني مي آورد كه اينجا نماز جماعت بخواند و برود.
ما هم كه هنوز نظام دانشگاهيمان را اصلاح نكرده ايم که بتوانيم کارشناس و مدير تراز جمهوري اسلامي را تربيت کنيم.
نگاه حداقلي به ماهيت فرهنگ در همه جامعه ما بيداد مي‌كند، از جمله در صدا و سيمايمان، از جمله در روزنامه‌هايمان يعني يك تقسيم كار پنهان صورت گرفته كه فكر مي‌كنيم صفحه فرهنگي روزنامه مخصوص به خودش است، حواسمان نيست كه سرمقاله هم كه مي‌نويسي درست است كه داري يك موضوع سياسي را تحليل مي‌كني ولي آثارش روي اعتقادات مردم كه جايي نمي‌رود! تو هم بايد رويكرد فرهنگي داشته باشي براي نوشتن سرمقاله سياسي. آن هم كه دارد صفحه اقتصادي را مي‌نويسد بايد رويكرد فرهنگي داشته باشد، اين چيزي است كه لازمه اجراي سند مهندسي فرهنگي است. همين جمله‌اي كه حضرت آقا مي‌فرمايند «اين اقتصاد و سياست است كه بايد خودش را ذيل فرهنگ تعريف كند.» اين يعني، همه بايد رويكرد فرهنگي داشته باشند. اين بحث جديدي نيست، ريشه تاريخي دارد. ببينيد يك زماني در اين كشور تنها مركز علمي، حوزه‌هاي علميه بود، اول افراد مي‌رفتند آنجا كليت اسلام را مي‌فهميدند. يكي‌شان علاقه داشت به معماري، مي‌شد شيخ بهايي، يكي علاقه داشت به پزشكي، ابن‌سينا مي‌شد. آن يكي شاعر مي‌شد، حافظ در مي‌آمد. در دويست سال اخير كه ما يك سري را فرستاديم اروپا و برگشتند و بعد دانشگاه هاي مدرن را ساختيم. يواش يواش با اين نوع سازماندهي خودمان پذيرفتيم كه دين برود. در حاشيه، بعد حالا حوزه‌هاي علميه‌مان در بسياري از عرصه هاي اجتماعي غيبت دارند و دانشگاه هاي مدرن با سرعت توسعه پيدا کرده است و همه عرصه‌‌هاي جامعه ما را گرفته اند. وقتي دانشجويمان همين كه نماز بخواند ما كلي ذوق مي‌كنيم. در حالي كه اين فقط بحث نماز كه نبود، اين وقتي مي‌رود دانشگاه بايد ياد بگيرد كه چطور دين را در عرصه‌هاي اجتماعي در بخش خاص خودش تجلي ببخشد. حالا كه مي‌خواهيم نزديك كنيم، بايد طلبه  فاضل حوزوي مان، استاد دانشگاه متدين مان همديگر را تحمل كنند و سطح دانش تقريبا متناسبي با هم داشته باشند كه اينها بتوانند با هم بحث كنند و گرنه يك روحاني مي‌آوري كه فقط چهار تا آيه قرآن بلد باشد در اين صورت ديگر حرفي ندارد بزند و تمام مي‌شود. آن وقت ديگري شروع مي‌كند به بلبل‌زباني تجربه آمريكا و اروپا و اينها را مي‌گويد و جو غالب دست اوست. اين تاخير رشد حوزه‌هاي علميه يك مسئله بسيار جدي است که در کنار عدم اصلاح علوم انساني دانشگاه ها
به استقرار فرهنگ ديني ضربه مي زند.
  پروژه مهندسي انقلاب فرهنگي به اين مفهوم است كه ما در حوزه سياست، اقتصاد و مسائل اجتماعي راجع به هر پديده‌اي يك پيوست فرهنگي داشته باشيم.
دکتر بنيانيان: ببينيد راهبرد دوازده ما را راهبرد كلي كه تصويب هم شده. نوشته است «اصلاح پيامد‌‌هاي فرهنگي نظام‌هاي فرهنگي اجتماعي، اقتصادي، ‌سياسي» نظام خيلي فراتر از طرح‌هاست. ما الان پيوست فرهنگي را اختصاص داديم به تصميمات بزرگ و مهم اجرايي مديران. مثلا شما بخواهيد يارانه نقدي دهيد، مي‌گوييم، پيامدهاي مثبت و منفي فرهنگي اش را شناسايي كن و مثبت هايش را تقويت كن، منفي‌هايش را ببين. چطور مي‌تواني حذف كني، اما در دل همين راهبرد، اصلاح كلي نظام اقتصادي‌مان هم هست كه كل نظام اقتصادي با رويكرد فرهنگي بايد تعريف شود، يعني در حقيقت ما نظام اقتصادي بومي جامعه اسلامي را بايد خلق كنيم. اين يك بخشي از سند مهندسي فرهنگي است. يك بخش اين است كه ما الان دستگاه‌‌هاي فرهنگي‌مان كارايي لازم را ندارند. ما كارايي را كه مطرح مي‌كنيم اين است كه  كار فرهنگي هم بايد اعتقادات آدم‌ها را تقويت كند. هم ارزش‌هاي ذهن شان و هم الگوهاي رفتاري‌شان را اصلاح كند. اگر اين سه مرحله را طي نكند آن كار فرهنگي عقيم است. الان بسياري از شعائر ديني ما از اين زاويه عقيم است، يعني روز عاشورا اعتقادات آدم‌ها تقويت مي‌شود، ولي چون رفتار افراد را اصلاح نمي‌کند، ما به فرهنگ عاشورا ظلم مي کنيم، زيرا در حالي که اين انرژي عظيم فرصت اصلاح رفتار را به ما مي دهد اين نظام تبليغي متناسب با شرايط زمان بازسازي نشده است.
سند تحول بنيادين آموزش و پرورش كه ظاهرا براي اجرا در سال 93 مورد توجه است، الان شش، هفت ماه از سال گذشته است. چه نهادي مسئول نظارت و سنجش و ارزيابي اجراي سند تحولات است در ضمن دويست و پنجاه ميليارد تومان هم بودجه براي اجرا گذاشتند الان در چه مرحله‌اي است؟ در سال 93 شما افق از اجرا داريد مي‌بينيد؟
دکتر بنيانيان: ببينيد الان خود آموزش و پرورش مامور اجراست. طبيعتا انتظار است كه در دبيرخانه شوراي عالي آموزش و پرورش موضوع دنبال شود. هم اکنون در دبيرخانه شورا يك كميسيون اجراي سند را دنبال
مي کند كه در روند اجراي سند نظارت شود كه هر هفته هم جلسه دارند. منتها ببينيد ابزارهاي نظارتي اگر متناسب با عظمت آن كار طراحي نشود همين اتفاقي مي‌افتد كه در اين سي و پنج سال افتاده. طرح تحول بنيادين آموزش و پرورش اگر خلاصه‌اش كنيد حاكم كردن يك رويكرد تربيتي در آموزش و پرورش است، چون ما به لحاظ آموزشي وضع‌مان نسبتا بد نيست. اگر هم آسيبي در آموزش‌ها داريم به واسطه رها بودن تربيت است. اگر به تربيت به صورت علمي مي‌رسيديم، سطح علمي‌مان هم ارتقا پيدا مي‌كرد. بعد دچار اين معضل نبوديم كه بخشي از نخبگان‌مان مهاجرت كنند، تربيت را كه رها مي‌كنيم حاصل و عصاره زحمات‌مان يا كامل از ايران مي‌رود يا در ايران كار مي‌كند يا عامل انتقال فرهنگ غرب مي‌شود در داخل. همه اينها آسيب است. ما در آموزش و پرورش هر دو اينها را مي‌خواهيم، هم بايد كاركرد كلي محصول نهايي را كه رشد اعتقادات و اصلاح رفتار دانش‌آموز است را ببينيم، گرايشات ديني و عشق و علاقه‌اش به وطن روحيه خدمتگزاري‌اش به مردم چه مسيري را دارد طي مي‌كند. در سربالايي است يا در سرازيري، اينكه الان در ساختار آموزش و پرورش براي اجراي طرح تحول، مسير را درست مي‌روند يا نه؟ چون مي‌دانيد در آموزش و پرورش بايد انگيزه معلم، مهارت معلم، آموزه‌هاي ديني معلم، رفتار معلم و همه اينها شروع كند به تغيير كردن تا اين اتفاق بيفتد. از آن طرف مطالبات مردم با آموزش و پرورش بايد شروع به اصلاح شدن كند. اين انتظارات را كه در آموزش و پرورش سوار كردي آن وقت يك اتفاق در كلان كشور بايد بيفتد كه بخشي از مصرف جامعه ما كاهش پيدا كند تا وضعيت معيشتي معلم بهبود پيدا كند كه استعدادهاي درخشان فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌هاي شما آرزويشان معلم شدن باشد.
حالا در مورد مكانيسم نظارت شما فرموديد الان خب دويست و پنجاه ميليارد توماني كه به آموزش و پرورش دادند براي اين سند قاعدتا ديوان محاسبات پيگيري كند كه اين بودجه در موارد خودش مصرف شده يا نه؟
دکتر بنيانيان: اينقدر كمبود در آموزش و پرورش هست كه اينها معمولا تقسيم مي‌كنند به معاونت‌هاي مختلف آنها هم يك بخشش را مطالعه انجام مي‌دهند يك بخشش هم صرف كاستي‌ها مي‌شود.
مگر مصرف مورد غيرمعين مي‌شود؟
دکتر بنيانيان: نه ببينيد به اين راحتي نمي‌شود بگويي معين بود يا نبود. فرض كنيد شما گفتي كه من نمي‌خواهم يك نظام ارزيابي براي مدير مدرسه‌ها درست كنم. اينهايي كه از اين درجه نمره بيشتري آوردند، سي‌درصد به حقوق‌شان اضافه كنند. حالا شما برو به عنوان بازرس مي‌تواني بگويي اين ربطي به تغيير نظام ندارد؟ مي‌تواند داشته باشد، مي‌تواند نداشته باشد، بسته به اينكه شما با چه مكانيسمي رويكرد تربيتي را اندازه‌گيري مي‌كنيم، بايد هسته‌اي براي نظارت تشکيل شود.
فكر مي‌كنيد مجلس در اين مورد با توجه به اينكه رئيس مجلس هم عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي است اصلا به پيگيري مصوبات حساسيت نشان مي‌دهد؟
دکتر بنيانيان: رئيس مجلس در مجلس آنقدر اختيارات ندارد. او در گرو راي همين نمايندگان است كه رئيس شود، بنابراين به شدت تحت تاثير جو عمومي مجلس است. جو عمومي مجلس وقتي اين عزيزان نماينده مي‌روند به استان‌هاي‌شان تحت فشار نيازهاي روزمره مردم، بيكاري، تورم، پروژه‌هاي عمراني – اين ديگر آسيب‌هاي مردم‌سالاري است كه فرهنگ در حاشيه مي‌رود. اين هم يك پديده‌اي است كه در نظام سياسي بايد بنشينيم و فكر بكنيم.
به هرحال رئيس‌ مجلس به عنوان يك شخص حقوقي در شوراي انقلاب فرهنگي شركت مي‌كند نه هيئت رئيسه.
دکتر بنيانيان: بله من مي‌گويم كه يك وقت جامعه را بسته فرض مي كنيد، اين جامعه هر چه فرهنگش را بهبود ببخشيم، مي‌شود سرمايه. اما دقت كنيد جامعه ما الان جامعۀ بازي شده، هفتاد تا شصت و پنج درصد مردم دارند ماهواره مي‌بينند، اين ماهواره يك بخشش ايجاد فساد است، يك بخشش ايجاد توقعات مادي و دنيايي است نسبت به دولت‌ها. اما در اين فضا، الان گير كرديم، لحظه به لحظه توقعات مردم‌مان بالا مي‌رود. نسبت به سرعت توقعات و هرچقدر شما از اول انقلاب فاصله مي‌گيريد مي بينيد که حساسيت نمايندگان به فرهنگ كم و كمتر مي‌شود. متاثر از آن، حساسيت عمومي مردم كه هر وقت نماينده را مي‌بينند هيچ مطالبه‌ فرهنگي از او ندارند. يك مطالبه دارند كه آقا پسر من بيكار است يك كاري بكن. اين يك مسئله جدي است. بعد دقت كنيد در فرهنگ اگر امروز يك دولتي دلش بسوزد براي فرهنگ كه اقدامي را آغاز كند در دولت‌هاي بعد آثارش ظاهر مي‌شود. مي خواهم بگويم انگيزه‌هاي ديني و الهي آدم‌ها مي‌تواند يك كسي را حساس كند كه من تا رئيس‌جمهور هستم يك كاري براي فرهنگ و براي قيامتم انجام دهم وگرنه ما به ازاي بيروني نمي‌شود شما فكر كني. نکته بعدي كه بايد به آن دقت كنيد اين است كه به لحاظ علمي مي‌شود ثابت كرد كه بسياري از مشكلات اقتصادي ما ريشه در الگوهاي رفتاري و اعتقادات و فرهنگ جامعه ما دارد. اما خب يك بخش معضلات فرهنگي‌مان هم ريشه اقتصادي دارد. اگر مي‌خواهي مشكلات اقتصادي‌ات هم حل شود، بايد متعادل به فرهنگ هم برسي، هنوز فضاي دولت‌ها به اين مسئله نرسيده‌اند. چرا؟ چون دور ميز افرادي نشسته‌اند كه عمدتا مهندسي و پزشكي و حقوق و علوم سياسي خوانده‌اند نه نظريه‌هاي فرهنگي، زيرا هنوز اين علم در ايران رشد نكرده كه با استدلال به اينها بفهماني كه آقاي وزير نفت، تو يك بخش مهمي از مشكلات وزارتخانه در حوزه اعتقادات و الگوهاي رفتاري همكارانت است، روي آن هم سرمايه‌گذاري كن. آقاي وزير صنايع و معادن و بازرگاني تو هم بايد كار فرهنگي كني!
برويم سراغ مناسبت سال آنطوري كه مقام معظم رهبري سال اقتصاد و فرهنگ ناميده اند منتها الان در رفتار دولت ما مي‌بينيم بيشتر دولت در سياست خارجي و اقتصاد متمركز است و هيچ علامتي در تحرك دولت در حوزه فرهنگ وجود ندارد حتي جلسات منظمي كه در گذشته در رابطه با انقلاب فرهنگي بود الان جلسات نامنظم و با فاصله‌هاي زياد برگزار مي‌شود حالا فكر مي‌كنيد در اين باقيمانده سال 93 دولت فرصتي دارد كه به اين مطالبه مردم و رهبري پاسخ شايسته‌اي بدهد؟
دکتر بنيانيان: جنس اين سئوالات كمي سياسي است. طبيعتا در اين دولت هم اگر تحولي در نگاه ها شكل نگيرد همين دولت هم به فرهنگ ضربه خواهد زد. اين ضربه‌هايي كه دولت‌ها مي‌زنند چه دولت قبل و چه اين دولت و دولت‌‌هاي قبلي پيش از اينكه مسئله سياسي باشد. عدم شناخت از پيچيدگي فرهنگ است.
ما براي ارزيابي دولت‌ها در حوزه فرهنگ ساختار نداريم، با عينك‌هاي سياسي دولت ‌آقاي هاشمي و دولت آقاي خاتمي و دولت آقاي احمدي‌نژاد و دولت موجود را داريم ارزيابي مي‌كنيم و اين خطرناك است و ما را از جاده‌ انصاف دور مي‌کند، آن چه مسلم است در همه دولت‌ها بخش فرهنگ ضعيف‌ترين بخش است و اين مسئله  را بايد جبران بكنيم، معتقديم كه دولت ها نقش بزرگي در تحولات فرهنگي کشور دارند و از اين جهت، يكي از رسالت‌هاي وزارت ارشاد، اصلاح كاركردهاي فرهنگي همه وزارتخانه هاست وزارت ارشادمان تبديل شده به يك محلي براي توزيع درآمدهاي نفتي بين هنرمندان و افرادي که با هر دولت رابطه نزديک تري دارد.
به عنوان آخرين سئوال كه وقت شما را هم خيلي نگيريم فكر مي‌كنيد مهم‌ترين چالش‌هاي فرهنگي پيش روي كشور چيست و ماموريتي كه مقام معظم رهبري براي دور جديد فعاليت شوراي عالي انقلاب فرهنگي تعريف كردند تناسب و ربطش با اين چالش‌ها چيست؟ شورا بايد روي چه مباحثي الان متمركز ‌شود؟
دکتر بنيانيان: چالش‌هاي گسترده‌اي داريم. ببينيد ما براي بهبود فرهنگ جامعه، ظرفيت مقابله با تهاجم فرهنگي و آثار نامطلوب جهاني شدن را نداريم، يعني اين توازن چون برقرار نيست، علي‌رغم زحمت‌هايي كه در نهادهاي مردمي، دستگاه‌هاي دولتي، حكومتي و نهادهايي كه زير نظر رهبري کشيده مي شود، چون حجم و كارايي‌اش خيلي كوچك‌تر از تلاشي است كه دشمني مي کند، از آن تأثير بيشتري دارد، چون مي‌دانيد ابزار آنها تحريك نيازهاي حيواني آدم‌هاست. خيلي زود جواب مي گيرند. دستگاه‌هاي فرهنگي‌مان خودشان را بايد برسانند به عقل و فطرت و دين آدم‌ها، اين خيلي كار سخت‌تري است. اين توازن چون وجود ندارد، به طور طبيعي ما بحران‌هاي جدي را بايد انتظار بكشيم، مگر اينكه اين توازن عوض شود. اگر همه فرمايشات رهبري عملي شود يك تحولي در ساختار فرهنگي كشور اتفاق مي‌افتد و ان‌شاءالله توازن تغيير مي‌كند. البته در قبال اين وضعيتي كه ما داريم يك مزيت‌هايي هم داريم كه اينها مزيت‌هاي ناشناخته ماست. اينكه بخش مهمي از ذخاير ديني‌مان هنوز كشف نشده است، هشت سال جنگ بود و كشور را در زمان جنگ بر اساس ارزش‌هاي ديني مديريت كردن يك سرمايه بسيار بزرگي است كه ما كمتر از آن استفاده كرديم، وجود خود حضرت آقا به لحاظ درك عميق و عالمانه از فرهنگ يک فرصت است، چون ايشان در حوزه فرهنگ دانشمند هستند، به مفهوم واقعي نظريه‌پرداز هستند كه اين ويژگي رهبري ناشناخته مانده است. هم در حوزه فرهنگ و هم در حوزه هنر ايشان خيلي عميق صاحب نظرند. يك نسل تازه‌اي از جوانان متدين در دانشگاه ها وجود دارند، اينها انگيزه هاي خوبي دارند، نوآوري هاي خوبي دارند، طلبه‌هاي جوان خوش فكر در حوزه هاي علميه هستند. خود نظام تبليغات اسلامي يك ظرفيت بسيار بزرگي است كه ما چون به لحاظ علمي  آن را خوب نمي‌شناسيم، بلد نيستيم از آن استفاده كنيم. يعني ما از جريان تاسوعا و عاشورا خيلي بهره‌برداري كمي براي اصلاح فرهنگ جامعه‌مان مي‌كنيم، از ماه مبارك رمضان نمي‌توانيم كامل استفاده كنيم، به لحاظ آن ضعف‌ها، ‌اينها پتانسيل‌هايي است كه در كشور ما هست، به علاوه اينكه پيام انقلاب‌مان صادر شده و در دنيا موقعيت بسيار خوبي پيدا  كرده ايم. اميدواريم كه ان‌شاءالله با كمك بيداري نخبگان بتوانيم اين روند تحولات فرهنگي را با فرماندهي رهبري ايجاد کنيم.

- ان‌شاءالله.

كد خبر:25342
منبع خبر:رسالت
تاريخ خبر:1393/08/17